2018 December 11 - سه شنبه 20 آذر 1397
در ذکر نوچةاللات المکار ارباب‌النوچه:بن سلمان
کد مطلب: ١٠٤٤٤ تاریخ انتشار: ١٥ آذر ١٣٩٧ - ٢١:٠٦ تعداد بازدید: 75
صفحه نخست » عمومی » یادداشت
یادداشت طنز؛
در ذکر نوچةاللات المکار ارباب‌النوچه:بن سلمان

نفت و ساعت آوردیم/ غیرت‌تون را بردیم

خبرگزاری عتبات/عابد کریمی: دنیا مملو از اتفاقات مشابه و موارد شبیه به یکدیگر است. با نگاهی اجمالی به تاریخ بشریت، نابشریت، حوادث و رویدادهای ریز و درشتی که اطراف ما به وقوع می‌پیوندد، این تشابه بهتر درک خواهد شد.

شاید بهتر است بگوییم؛ کافی‌ست تخم چشم‌ها را با صابون پیچ و شیشه عینک را با جوهر نمک شست تا با مشاهده تکرارهای پی در پی، چشم‌هایمان از تعجب، گِرد و ورقلمبیده نشود. البته این موارد مشابه که همگی از یک دستور العمل ساده و سطحی دو دوتا چهارتا پیروی می‌کنند با توجه به عملکرد، شرایط و جایگاه آن، سایز و اندازه و رنگ و لعابی متفاوت دارند. که بی‌شک همین اختلاف شکل، شمایل، رنگ و وسعت است که انسان قرن بیست و یک را هنوز هم به خطا و گاهی برخی را شَپَلق در هپروت می‌اندازد.

به طور مثال اکثر ما در جوامع مختلف کوچک و بزرگ، از جمله در دوران تحصیل در مدرسه با افرادی متفاوت که به قول معروف گاو پیشانی سفید بودند، روبرو شده‌ایم. دانش‌آموزانی که معمولا از نظر ضریب هوشی پایین‌تر از همکلاسی‌های خود هستند و توان رقابت با هم‌رده‌های خود را ندارند. این بچه‌ها اگر اندامی ظریف و نحیف داشتند و از اعتماد به نفس کاذب یا غیرکاذب نیز بویی نبرده بودند، به احتمال زیاد پس از مدتی از صفحه روزگار و جامعه محو می‌شدند.

اما وای به آن روزی که این دانش آموز کُند ذهن و تنبل، قد و قواره‌ای کم و بیش بلند داشت و به دلیل پرخوری و تن‌پروری چاق هم می‌بود. دیگر خدا را بنده نبود و تلاش می‌کرد کمبودهای مربوط به بی‌سوادی و حماقتش را با قلدری، لات‌بازی و باج گرفتن از بچه‌ها جبران کند. حالا تجسم کنید این دانش آموز قلدر پدری داشت که از یک راه خلاف و بدون زحمت یا غیرخلاف و پُرزحمت پول و ثروتی به دست آورده و این پول را راحت در اختیارش گذاشته است.

آیا دیگر این بچه خدا را بندگی می‌کرد؟

آیا نمی‌خواست تمام کمبودها و حماقت‌هایش را با یارکشی و جمع کردن دار و دسته ی قلدر و نادانی مثل خودش جبران کند؟

چه تعداد از اطرافیان، بچه‌های محله، دانش آموزان، آشنایان و همسایه‌ها را با عربده‌های پوچ برای چند لحظه از خواب خواهند پراند؟

با بی‌معرفتی و نامردی و توهم زور و بازو چند نفر را به خانه‌اش دعوت می‌کند و مهمان را با ساتور و قمه سلاخی می‌کند؟

خوب حالا بفرمایید چند نفر از ما این نمونه از آدم‌های تن‌پرور و لات را در شرایط مختلف و در اندازه‌ها و سایزهای گوناگون دیده‌ایم! شکم‌باره‌های نادانی که اطراف خود را پر از نوچه کرده‌اند و خود نیز مرید و نوچه یک گنده‌لات دیگر هستند.

چرا راه دور می‌روید. یک نمونه گُنده مُنده و قلمبه آن در فاصله‌ای اندک در جهت غرب ما هر روز دارد برای کوچک‌تر از خودش ترقه در می‌کند. بشکه‌های نفت را تقدیم گنده‌لات بزرگ می‌کند تا هوایش را داشته باشد و هر از گاهی که در برابر بزرگ‌تر از خود کم می‌آورد، با قمه و قداره پشت سرش بایستد.

حالا جالب‌تر این است که جوجه لات سر از تخم در آمده‌ای به نام محمد بن سلمان با حیله و مکر میراثی خود به دنبال یارکشی هم افتاده است. این بنده خدا یک جایی دیده بود که بعضی‌ها در برابر زور و ظلم گنده‌لات‌های دیگر از مظلومان دفاع می‌کنند. پس به دفاع از مزدوران خودش در منطقه در آمد و بر سر بچه‌های یتیم یمنی با افتخار و نه به تنهایی، بلکه به کمک اربابش آتش ریخت. اما وقتی دید با قمه، قداره، اسلحه و موشک هم حریف عده‌ای با دست خالی نمی‌شود به فکر راه چاره افتاده است.

اینطور که پیداست تازگی‌ها به دیدار همسایگان خود رفته و مشت مشت دلار و ساعت مچی هدیه می‌دهد تا یک وقت پشت او را خالی نکنند.

اما متأسفانه خبرهای موثق به ما رسیده است که بچه‌های همسایه هم خیلی او را تحویل نگرفته‌اند و حال او را گرفته‌اند. خوب مگر چند نفر آدم وجود دارند که ساعت مچی نداشته باشند و در ازای یک ساعت مچی، نوچه‌ای دست و پا بسته برای یک ارباب چاق و شکم‌پرستِ توخالی باشند. اربابی که خودش نوچه اربابی دیگر است و بدون دستور او جرأت آب خوردن ندارد...

انتهای پیام 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: