2019 January 18 - جمعه 28 دي 1397
بررسی خسارت های جنگ با تروریسم در عراق و سوریه
کد مطلب: ١٠٩٣٣ تاریخ انتشار: ٢٨ آذر ١٣٩٧ - ١٣:٠٤ تعداد بازدید: 58
صفحه نخست » دین » مطلب ویژه
بررسی خسارت های جنگ با تروریسم در عراق و سوریه

در این نوشتار سعی مان بر این است که هزینه ها و فرصت هایی که جنگ بر علیه کفر و تکفیر برای کشورهای سوریه و عراق ایجاد کرده است را مورد مطالعه قرار دهیم.

گزارش عتبات:" در این نوشتار سعی مان بر این است که هزینه ها و فرصت هایی که جنگ بر علیه کفر و تکفیر برای کشورهای سوریه و عراق ایجاد کرده است را مورد مطالعه قرار دهیم.

برای تحلیل این مطلب لازم است به تفاوت های بنیادین جنگ در عراق و سوریه توجه داشته باشیم:

1-     جنگ در سوریه در زمستان سال 89 آغاز شد اما جنگ در عراق از بهار سال 93. جنگ در عراق در پاییز سال 96 با آزاد شدن شهر القائم که هم مرز با سوریه است، به پایان رسید اما با وجود نابودی داعش در پاییز همان سال در سوریه، جنگ با مسلحین و دیگر گروه های تکفیری در سوریه همچنان پایان نیافته است.

2-     مقاومت در عراق به صورت عمده فقط با داعش مواجه بوده است اما در سوریه با اینکه داعش قدرتمند ترین گروه تکفیری بود، گروه های تکفیری زیادی غیر از داعش مانند النصره، احرار الشام، اجناد الشام، نور الدین زنکی و ... در سوریه فعالیت داشته اند و دارند.

3-     طبق نقشه ی میدانی، نیمه ی جنوبی کشور عراق و همچنین استان سلیمانیه در شمال شرق این کشور هیچ وقت مورد هجوم داعش قرار نگرفت اما وضعیت در سوریه به مراتب بدتر از این بود. غیر از استان طرطوس، همه ی استان های سوریه جنگ را به خود دیده اند. شهر های بسیاری در سوریه وجود دارد که نه یکبار، بلکه بیش از 5 بار دست به دست شده اند. (حتی بیشتر از این هم در سوریه یافت می شود) به طور مثال مناطق شمالی شهر حماه در مجاورت استان ادلب، یعنی اللطامنه و مورک و مناطق اطراف آن، به حدی در این سال ها دست به دست شده اند که بسیاری از تحلیلگران جنگ سوریه نمی دانند در حال حاضر این مناطق در اختیار مقاومت قرار دارد یا مسلحین و تکفیری ها (در حال حاضر در تسلط مسلحین است). شهر تدمر هم 2 بار توسط مقاومت فتح شد و 2 بار توسط داعش اشغال. مواردی از این دست در سوریه به مقدار قابل توجهی یافت می شود در حالی که در عراق به ندرت می توان چنین مواردی یافت.

4-     در همان ابتدای ورود داعش به عراق، فتوای مرجعیت منجر به تشکیل بسیج در عراق شد. مقاومت در عراق، از لحاظ نیروی انسانی وضعیت خوبی پیدا کرد. اما ظرفیت مرجعیت و لبیک به فرمان جهاد مرجعیت در جامعه ی سوریه وجود نداشت. با برنامه ریزی که طی سالها در سوریه توسط دشمنان انجام شده بود و همچنین سیاست های غلط دولت پیش از جنگ، قشر مذهبی اهل سنت سوریه به تفکرات تکفیری تمایل پیدا کرده بود. این وضعیت اجتماعی منجر به نیروی نظامی کمتر در سوریه نسبت به عراق شد. در نتیجه بسیاری از جنگ ها در سوریه حالت فرسایشی پیدا کرد. به طور مثال جنگ در شهرک ملیحه در شرق دمشق، 4 ماه و نیم به درازا کشید.

5-     کمک غرب به تکفیری ها در سوریه و عراق یک تفاوت بنیادین داشت و دارد.  نظام عراق بعد از سقوط رژیم صدام با نظارت امریکا تشکیل شد، این مطلب باعث شد که هنگام جنگ با تکفیری ها، امریکا نتواند به صورت رسمی با این نظام مخالفت کند چراکه افکار عمومی این را تضادی آشکار در سیاست های دولت امریکا تفسیر می کرد. در ضمن امریکا قصد داشت جایگاه خود را در افکار عمومی عراق بیش از پیش تخریب نکند و توسط عناصر نفوذی در مدیریت عراق، جایگاهی بدست بیاورد. عمدتا به دلیل این مطالب امریکا از حمایت رسمی از تکفیری ها در عراق اجتناب کرد. پس امریکا مجبور شد حمایت های خود از داعش را به صورت مخفیانه انجام دهد. اما در سوریه وضعیت فرق می کرد. غرب با معرفی کردن نظام سوریه به عنوان نظامی غیر مشروع، مخالفت علنی خود را اعلام کرد. همچنین تسلیح مخالفان نظام سوریه را هم (به غیر از داعش و النصره) به صورت علنی انجام داد. این دو وضعیت با هم تفاوت اساسی دارند چراکه هنگام تسلیح مخفیانه محدودیت های بسیاری وجود دارد تا گروه مقابل از این مطلب مطلع نشود. اما در تسلیح علنی دست تسلیح کننده باز است و بسیاری از محدودیت های حالت پنهانی وجود ندارد. در نتیجه کمک به تکفیری ها در سوریه شدت بیشتری نسبت به عراق داشت.

موارد ذکر شده، اصلی ترین دلایلی بود که باعث شد خسارت های مادی در جنگ با تکفیری ها در سوریه بیشتر از عراق باشد.

·        خسارت های مالی جنگ برای دو کشور سوریه و عراق

طبق گفته ی رئیس جمهور سوریه، 250 الی 400 میلیارد دلار برای باز سازی اقتصاد سوریه نیاز است در حالی که طبق گفته ی نخست وزیر سابق عراق، 100 میلیارد دلار برای بازسازی عراق نیاز است. برای بهتر درک کردن این اعداد لازم است ذکر کنیم که طبق آمار های رسمی، بودجه ی کل یک سال عراق برای تمام امور ، عددی نزدیک 70 میلیارد دلار است.

بخش اصلی نبردهای سوریه در این 8 سال، عملیات درون شهری بوده است. با توجه به نبردهای فرسایشی درون شهرها و شهرک ها و روستاها، آسیب های وارده به مناطق مسکونی به حدی بالاست که از جمعیت 23 میلیون نفری سوریه، نزدیک 6 میلیون و دویست هزار نفر در داخل سوریه آواره اند و 5 میلیون و 600 هزار نفر در کشورهای همسایه (طبق آمار سازمان ملل در نیمه ی اول سال 2018. ممکن است بخشی از این آمار مغرضانه باشد). البته بخش بزرگی از این آوارگی به خرابی ها باز نمی گردد و به تمایل آوارگان به دور ماندن از کانون جنگ مربوط است. در عراق هم از جمعیت 38 میلیونی، 6 میلیون نفر آواره شدند که بعد از اتمام جنگ طبق آخرین گزارش ها، تعداد آوارگان به زیر 2 میلیون رسیده است. طبق توضیحات در بخش قبل این تفاوت آمار در سوریه و عراق قابل تفسیر و منطقی است.

جنگ در سوریه  غیر از تخریب شهر ها و روستاها ، به زیر ساخت های این کشور نیز آسیب جدی وارد کرده است. نیروگاه های برق، کارخانه ها، مخصوصا میادین  نفتی و گازی ، در طول جنگ محل درگیری بین مقاومت و مسلحین بوده است. چاه های نفت هم بعضا محل درگیری بین خود تکفیری ها بوده است، مانند درگیری داعش و النصره بر سر چاه های نفتی دیرالزور. زیرساخت های عراق هم دچار آسیب شد اما طبیعتا به دلیل وقوع جنگ در نیمه ی شمالی عراق، جنوب این کشور از این آسیب ها دور ماند. در الرقه، دیرالزور و حمص بارها و بارها شاهد درگیری در میادین نفتی و گازی بوده ایم که طبیعتا باعث تخریب قابل توجه این میادین شده است. در عراق هم درگیری های زیادی بر سر میادین نفتی و گازی اتفاق افتاد، این درگیری ها تا جایی پیش رفت که یک سال و نیم قبل، هنگام شکست داعش در الحویجه ی استان کرکوک ، این تروریستها قبل از شکست کامل، اقدام به آتش زدن میادین نفتی تحت اختیارشان کردند تا از تسلط نیروهای عراقی بر این میادین جلوگیری کنند.

·   خسارت های انسانی:

تعداد افرادی که تا به حال در سوریه از تمام طرفین کشته شده اند و یا به شهادت رسیده اند، طبق آمارها نزدیک به 400 هزار نفر ذکر شده است. برای محسوس تر کردن این عدد، لازم است ذکر شود تعداد شهدا در جنگ 8 ساله، عدد 220 هزار نفر ذکر شده است (طبق گزارش بنیاد شهید) و این در حالی است که جمعیت جمهوری اسلامی در آن زمان به صورت میانگین نزدیک 45 میلیون نفر بوده است ولی جمعیت سوریه، 23 میلیون نفر می باشد. این نشان می دهد که تعداد کشته ها بر مقدار جمعیت در  جنگ سوریه، چیزی نزدیک 4 برابر جنگ 8 ساله برای ایران بوده است.

متاسفانه آمار دقیق و رسمی درباره ی تعداد مجموع کشته شدگان در عراق موجود نیست. اما طبق تخمین ها با توجه به حجم درگیری ها، این عدد نزدیک 100 هزار نفر می باشد.

·  فرصت های ناشی از جنگ :

در طول تاریخ، انسان های آزاده خواستار عدالت، آزادی،صلح و آبادی برای جهان بوده اند، اما همیشه گروهی بوده است که مانع این خواسته ها شود. این گروه خود را خدای زمین دانسته و همه ی رفاه را برای خود می خواهد. در هنگام حضور چنین مستکبرانی، آزادگان برای رسیدن به صلح باید بجنگند. آزادی،صلح و آبادی از طریق تسلیم شدن در مقابل چنین مستکبرانی بدست نمی آید چراکه این مستکبران دو راه را برای شما قرار می دهند: تسلیم شدن یا جنگ. اگر تسلیم شوید همیشه تحت استعمار و بهره کشی این مستکبران خواهید ماند و هیچ زمانی نخواهد رسید که صلح را به خود ببینید ولی اگر مقاومت کنید، شاید در ابتدا آسیب و ضرر ببینید اما در نهایت آزادی، آبادی و صلح پایدار برای شما به ارمغان می آید.

حجم خسارت های وارد شده به سوریه و عراق در جنگ، زیاد است اما این هزینه ها بسیار بسیار از هزینه های سازش و تسلیم کمتر است. وقتی گروهی تسلیم مستکبری می شود مانند گاوی شیرده تا جایی که ثروت و منابع دارد، بهره کشی می شود و شاید در این میان نان خشکی هم توسط مستکبر به او داده شود اما نهایتا بعد از تمام شدن ثروت و بهره، سر این گاو بریده خواهد شد. در زمان کنونی هزینه ی سازش را می توان در قرارداد هایی که ایالات متحده به عربستان سعودی تحمیل کرده است، مشاهده نمود. عربستان به صورت رسمی فقط در یک مورد ، توسط دولت ایالات متحده امریکا مجبور به امضای قرارداد نظامی 460 میلیارد دلاری شد. این هزینه از کل هزینه ی  ناشی از مقاومت در برابر امریکا و سربازان تکفیری اش در سوریه بیشتر است. البته این تنها یک نمونه از استعمار و استثمار نوین غرب در عربستان است. ترامپ به صورت رسمی دولت عربستان را گاوی شیرده معرفی کرده است.

اگر این جنگ منجر به شکل گیری تفکر مقاومت در سوریه و عراق شود، هزاران هزار برابر این هزینه ها در آینده برای این کشورها جبران خواهد شد.کاملا واضح است که اگر مقاومت در عراق و سوریه شکل نمی گرفت، این کشورها به دست تکفیری ها می افتاد. شدت زیاد خسارتی هم که در این صورت، بر این دو کشور وارد می آمد هم برای همه واضح است. در کنار خسارت مستقیم تکفیری ها، استعمار نوین اربابان غربی آن ها را نیز نباید از یاد برد. همان اربابانی که چشم به میادین نفتی و گازی سوریه و عراق داشته اند و دارند. (در طول جنگ بارها اسناد و فیلم های صادرات نفت داعش به این استعمارگران پخش شده است) شواهد اجتماعی حاکی از این است که خون شهدا باعث رویش درخت مقاومت در این کشورها شده است؛ حال اگر این درخت تثبیت شود، آن زمان است که دیگر مستکبری نمی تواند صلح و آبادی این دو کشور را برهم زند. ( البته بعد از تحمل سختی ها و رنج های این راه)

     مقاومت، تنها راه بازایستادن مستکبران: 

 وَإِن نَّكَثُوا أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ 

و اگر سوگندهاى خود را پس از پيمان خويش شكستند و شما را در دينتان طعنه زدند، پس با پيشوايانِ كفر بجنگيد، چرا كه آنان را هيچ پيمانى نيست، شاید كه باز ايستند.توبه/12

 

     تباه شدن زمین در صورت نبود مقاومت بعضی از مردم : 

وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّـهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلَـكِنَّ اللَّـهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ

و اگر خداوند برخى از مردم را به وسيله برخى ديگر دفع نمى‌كرد، قطعاً زمين تباه مى‌گرديد، ولی خداوند دارای فضل بر عالمیان است.  البقره/251

 









Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی: